سلام ...

آخرین آپ ساله۹۲ انشالله ساله پیش رو سالی پر برکت و پر پول باشه ...

موضوع آپ امشب شاهنامه شیببد ( نبرد شیبید با خرآغاش ) ...


تورا ماه زیبا بدادم که نازش کنی ...... ندادم که هر شب درازش کنی

تو را ماه زیبا بدادم که بوسش کنی ....... ندادم که تا ته به جونش کنی

گرت رحم نباشد حیا کن کمی ........نزن ماه زیبا را تاکه لالش کنی 

اگر بار دیگر زنی ماه زیبا را ...... به رخشم بگویم بتازد تو را


سال خوبی را برای شما از درگاه خدا خواستارم ...


شیبید ...


     



[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 21:20 ] [ گيش نيز ] [ ]

صد دانه دختر.. ...   گله به گله 

بی نظم و بیجا    ..... اینجا نشسته 

هر دختری هست ......بد بختو بی راه 

نه شوهری هست ......نه خواستگاری

قلب سیاهی ......در سینه آن 


برگزیده از اشعار استاد شیبید محصول سال ۲۰۱۴ ...


شیبید ...





[ شنبه بیست و ششم بهمن 1392 ] [ 20:22 ] [ گيش نيز ] [ ]

کلیپس ...


██████@
██████@
 ██████@
 ██████@
██████@
 ██████@   
██████@
 ██████@
 ██████@
  ██████@
     ██████@
       ██████@
´´´´████████´´´´ 
´´`´███▒▒▒▒███´´´´´ 
´´´███▒●▒▒●▒██´´´ 
´´´███▒▒▒▒▒▒██´´´´ 
´´´███▒▒▒▒██       
´´██████▒▒███´´ 
´██████▒▒▒▒██ 
██████▒▒▒▒▒▒ 
´´▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒´´ 
´´▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒´´ 
´.▒▒▒´´▓▓▓▓▓▓▓▓▒´´´´ 
´.▒▒´´´´▓▓▓▓▓▓▓▒
..▒▒.´´´´▓▓▓▓▓▓▓▒ 
´▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒ 
´´´´´´´´´███████´´´´
´´´´´´´´████████´´´´ 
´´´´´´´█████████´ 
´´´´´´██████████
´´´´´´██████████
´´´´´´´█████████´ 
´´´´´´´█████████´ 
´´´´´´´´████████´´´ 
________▒▒▒▒▒ 
_________▒▒▒▒ 
_________▒▒▒▒ 
________▒▒_▒▒ 
_______▒▒__▒▒ 
_____ ▒▒___▒▒ 
_____▒▒___▒▒ 
____▒▒____▒▒ 
___▒▒_____▒▒ 
_███______▒▒ 
█_███____███ 
█__███_ _█_███
        
نقاش بزرگ شیبید خان ...



شیبید ...
[ جمعه بیست و نهم آذر 1392 ] [ 12:21 ] [ گيش نيز ] [ ]

سلام ...

میدونی داستان چیه خوب من واست میگم ...

پسر بودن یعنی سر شار از نعمت و بزرگی چرا میگم واست اگه صبر کنی . وقتی بچه به دنیا میات و بچه پسره همه خوشهال میشن 

و خیلی ها که دختر دارن حسودی میکنن. در کل وقتی آقا پسر قصه ما بزرگ میشه  آزادی واسش شروع میشه بیرون رفتن خرید کردن و همینطور که بزرگ میشه ماشین سواری شمال رفتن با دوستان خلاصه  عشق حال شرو ع میشه . 

دختر بودن  یعنی  از زمان  به دنیا اومدن تو قنداق پیچیدن بعدش لباس بلند پوشیدن و همینتور که بزرگ میشه توخونه حبس شدن تا شاید یه پیرمرد ۱۲۰ ساله بیات بسونتش  تازه اونوقت بد بختیاش شروع میشه بشور بساب کهنه شوری و اینجاست که شوهره. دورش سیم خار دار  میکشه که فرار نکنه .

این چیزا هست که دخترا به پسرا  حصودی میکنن  ...

واقعا چرا پسرا از دخترا خوشکل ترن  میگم واست . دخترا روزی ۱۰۰ مدل کرم میزنن به خودشون خوب بایدم  لپهای گوسفندیشون بشه پر از جوش و کک خلاصه امار رفته بالا امار چی اره دیگه امار عمل زیبای و امار کاشت گونه بوتاکس و ۱۰۰ قری دیگه ...

شاعر میگه ...

          نه همین دماغ ریزه بود نشانه ادمیت . ..... . جان شاه پسر ها عزیز است به جان ادمیت 

شیبید ...





[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 18:29 ] [ گيش نيز ] [ ]

Salem de dostan chand vaghte nabodam in hafte miyam vase app jadid jaleb


Shebed

[ سه شنبه هفتم آبان 1392 ] [ 20:2 ] [ گيش نيز ] [ ]

چرا ؟؟؟

سلام ...

ساله نو هر کسی که پا تو این وبلاگ میزاره مبارک ...

این ماه  یه چیزی جدید و آموزنده رو میخوام بنویسم ...


چرا دخترا توی کل کل کم میارن ؟؟؟...

چرا دخترا وقتی کم میارن فوش میدن ؟؟؟...


موضوع اول اینه که وقتی دختری با یه پسر وارد کل کل میشه چشماشو می بنده و گوشهاشو تیز و دهانشوباز میکنه که جواب بده در 5 ـ6 کلمه اول جلو میوفتن ولی به تدریج مثل موتور دیزل که وقتی داغ میکنه کند میشه شرو به کند شدن میکنه دلیلش اینه که اون آقا پسره گلی که داره با اون دختره کل کل میکنه چشماشو نمیبنده و خوب به اون دختر نگاه میکنه و سوِتی های زیادی ازش میگیره و در آخر این شاه پسر که پیروز میشه ...


دخترا موجوداتی بسیار کم جنبه هستن  و وقتی کم میارن شروع به گریه کردن میکنند و تو سر خودشونون میزنند و در بعضی مواقه دیده شده که مثل گراز به دنبال آقا پسر گل ما می افتن تا از سلاح  دندان استفاده کنند ...خوب تو جامعه وبلاگ نویسی چون دستشون به اون پسره گل قصه ما   نمیرسه  پس شرو به جفتک پرانی و فوش دادن میکنند تا اینجوری ارزاع فکری شوند ...

چنتا عکس گذاشتم اینا لینکاشون هستش ببینید و نظرتونو درمورد این عکسا  بهم بدید ...


http://www.ariatalk.com/wp-content/uploads/2012/04/0.55921.jpg


http://www.parsilog.com/wp-content/uploads/2013/03/8885_509713829086164_1136793860_n.jpg


http://www.jokfun.com/upload/images/55908630049609860616.jpg

فقط کافیه آدرسارو تو آدرس بار اکسپلوره کپی کنید ...

شیبید ...

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 22:16 ] [ گيش نيز ] [ ]

مسابقه 2

سلام ...


به دلیل کم بودن شوهر در این بازار بی شوهری با در نظر گرفتن تورم و و زیاد شدن دختران دم بخت و تقاضای آنها برای شوهر کردن از این پس میتوانید از طریق وبلاگ شیبید در قرعه کشی آخر سال شرکت کرده و یک شوهر برنده شوید ...

جوایز نفرات اول  .. یک جوان 25 ساله با ماشین پورشه خونه تو جردن  و مدیر شرکت ...


نفرات دوم .. یک جوان 35 ساله با ماشین 206 خونه اجاره ای  کارمند ...


نفرات سوم .. 55 ساله ماشین پیکان خونه باباش  مسافر کش ...


و تعدادی 65 ساله هم موجود است کارگر شهرداری کارتن خواب  ...

که به نفرات پایین تر داده میشود ...


شلوغ نکنید به همه میرسه ...؟؟♣♣♣


شیبید ...

[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 18:50 ] [ گيش نيز ] [ ]

سلام ...

بلاياي طبيعي چيست و به چند دسته تقصيم ميشن...

بلايهي طبيعي مثل زرزره ، شيل ، قورتراق ، تشه برق ، و از همه مهمتر بي شوهري هستش كه يه دختر آرزو دارد تمامي اي بلايا بر سرش بيات ولي شوهر گيرش بيات ...

اينجاست كه شاعر  فرزانه ميگه :

        پســـــــــري در كار نيست          شــــــوهري در خانه نيست

آخه پسري كه شغل درست حسابي داره  ماشينش به جاش خونش به جاش عيشو حالشم به جاش مگه مغر شتر خورده بره زن بگيره . خودشو بد بخت بكنه ...

زن مثله بلاياي طبيعي كه بالا گفتم وقتي يه شوهر گيرش ميات تمامي بلاياي طبيعي رو سرش خراب ميكنه كه نكنه از دستش بره . از اون ور با دست پسش ميزنه ولي با التماس با پا پيش ميكشه ...

شيبيد ...

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 9:36 ] [ گيش نيز ] [ ]

ساله نو مبارک

مژده ای دل که مسیحی             نفسی میآید          

                

                     شـــــــــــــــــــــــــــــــوهر خـــــــــــــــــــــــــــــــــــوب

                                                                           مگر گیر کسی می آید ...


سلام ...

این شعر ساله تقدیم به تمامه دختر های ترشیده ...

من اگر دیر میام ولی میام یخورده تو کار قرقم که تا خلوط شه سرم یه توکه پا میام میرم ...

یه چیزی یادم افتاد بگم  آقا روزه 13 بدر این دخترا چه سبزیهای گره میزدن که شوهر گیرشون بیات یگی بند کرده بود به درخت کاج نه اینجور گره میزد....

بیچاره ها همینجوری گره میزدن که ( آ خدا ) نمیتونه واسشون بازش کنه اینا هم شوهر گیرشون بیات ...

عجب داره به خدا ...


شیبید ... ♣

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 12:59 ] [ گيش نيز ] [ ]

فکر میکنه زیرنگه ...

سلام ...

باز این ذهن فعاله من به جمبو جوش افتاد تا یه موضوعی رو  بنویسم چه کنیم دیگه دست خودمون نیست باید بنویسم تا یه عده (ما پسرا ) بخندیم یه عده( شما دخترا ) بسوزید رسم دنیا این است ...

یه مثلی هست که میگه اول زن بوده یا لوازم آرایشی  والا من هم توش موندم ....

 

ولی شواهد میگه اول لوازم آرایشی بوده آخه وقتی زنا از جلوش رد میشن(بلانصبت بعضی ها ) مثل سگی که استخون می بینه میخ میشه به بیتوین و با حصرت میگه مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیخــــــــــــــــــــــــوام ...

آخی ...

دخترا اصلا حصود نیستنا تا یکی خشمل تر از خودشون می بینن سری  سکته تو کارشه ...

وای اگه دوست پسر فلانی از دوست پسر خودش خشکل تر باشه ساعت  ۴ صبح بلند میشه یه حمام دوش غ.....    و میشینه جلو آینه تا ساعت ۴ عصر یه تیکه آرایش میکنه  آخه ۳ ساعت باید رو جوش های صورتش کار کنه ۴ ساعت اون کک و مک هارو تمیز کنه ۵/۲ ساعت مشغول سشوار و اتو مو کشیدن به اون سیم ضرف شوریهای که رو سرشه که شاید یه کم صاف شه ۲ ساعت میشینه لباساشو ست میکنه  یه نیم ساعت دنباله جورابش میگرده پیدا نمیکنه جورابه باباشو میوشه  ... جمعش شد ۱۲ ساعت تمام ...

حالا وقت بیرون زدنه  ...

((( تیپ میزنه ژل میزنه قدش بالند باسنش قلنبه لب شتری مثل کلاغ زاغی لپاش سیاهه )))

شعر با نصر روان بود ...

میات لب خیابون پشت میکنه به ماشینا ... کمری وامیسه قیافشو میبینه فرار میکنه ... لندکروزر وامیسه  اونم در میره ...

خلاصه هر ماشینی که میات  سوارش نمیکنه آخر سر یه نیسان سایپا دهاتی که تازه به شهر وارد شده واسش بوق میزنه اونم با کله سوار میشه مثل خر حال میکنه ...

اون یارو بو کوسفند میداده دختره میگه ... وای چه بو عطری میدی به به ...

یارو هم میگه ...

سیکو بینم تو از کدوم ذغال فروشی گروختی  آخی بیچاره راننده  لر بوده فکر میکرده دختره ذغال فروش بوده ...

میگه اسمت چیه آقا خشکله ... لر میگه کی مو (مش غلام حسین لر زاده )

دخی : وای که چه اسم قشنگی داری ...

در حالی که اسم خودش اقدس بوده میگه مهناز افشار ...

خلاصه میرن تو نخ هم و ...........................

 

دیگه اینجهاش صحنه داشت نمیشه بگی ...

 

اینه دیگه چی میشه کرد دختره یه آرایش اینم ازش بگیری دغ میکنه میمیره ...

(((((((((( بنا بر اطلاعیه  از کارخانه شیر پگاه  گفت : به تمامی دختر های که پاچه کوتاه می پوشن و بد راه میرن  شیرم را حلالشون نمیکنم ...  ))))))))))

تا این گاو ها هم صداشون در آمده ...

شیبید ...

[ شنبه دهم مهر 1389 ] [ 9:52 ] [ گيش نيز ] [ ]

طرح زنان فرسوده

بنا بر اطلاعیه سازمان مردان دو زنه که زن آنها پیُر فرسوده شده است تا اواخر مهر ماه وقت دارند که :

 

شاه بی بی

ماه بی بی

گل بی بی

تحویل دهند ...

پارمیدا

آرمیتا

آزیتا

تحویل گیرند ...

اخی بیچاره دختر ترشیده ها که باید اینجوری فنا شن نه این که شوهر گیر نمیات واسه همین باید خودشونو به اینو اون بچسبونه  ...

چرا دخترا تا به یه پسر آشنا میشن سریع میخوان باهاش ازدواج کنن. ؟؟؟؟

واسه همین که پسرا بهش میگن  سیریش ...

شیبید ...

 

[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 20:42 ] [ گيش نيز ] [ ]

خر آغام

 

 خر آغام : 

وقتی چشی مستم تو چشی تو دوختم   

 یه باری عاشقت شدم گندمای مو ریختم

رها مو سیت زه گو ینجه کاه بیارم

برم توره به خونمون  خاطرت بسونم

.....................

این هم عکس خر آغام که داره فریاد میزنه  (( رها بیا میخوام بوسنمت ))

 

این هم عکس خر آغای  دادش لجباز که تازه دکترا گرفته  (( روشنک بیا برت بوسنمش ))

وقتی خر آغام انجل رو سیغه کرد چه قدر دوستش داشت ...

دوستان یه زحمتی بکشید زبونی بزارید تا این دوتا کفتر عاشق به هم برسند زود تر با تشکرات خاص

[ سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ] [ 12:23 ] [ گيش نيز ] [ ]

اشعار شیبید ...

یاد دارم که شبی شعری سرودم ... در کامنت نفله ها این چنین خطی نوشتم

پسری در کار نیست
روزگارم ناامید
هر دو چشمانم به در
تا که شاید از خزان غیب آید یک شيبيد با مرگ موش!
و چه خوشحالم من!
لیک آن شيبيد گوید به به من
من آمدم تو رو بكشوم بروم
من از براي تو
آوردم كوزه از جنس گچ
توي آن جاي صد دختر درپهلوي هم
دخترك غم زده گفت :
من چرا باید بمانم این مکان؟
نفله دختر ناامید از روزگار
هر دوپايش را گذاشت در كوزمان
از ته اعماق دل این جمله را گوید به خود:
خاک بر فرق سرم
روزگارم تیره و تار از سیه بختی من
آه خدایم
پسری در کار نیست


با الهام از شعر داداش لجباز ...

شیبید ...

انجل را در طویله جای دادن ............ چو صبح شد

خر از سر دماغی عر عری کرد ......... آنجل از درد کمر فریاد میکرد

چرا جویا شدیم از خر آقا خان .... چرا صبح امروز سر تو دماغی

بگف من از بهر کمر خالی خالی ...... شب خوش بودم در جوار انجل

شبدری دادم بدستش ....... گرفتم بوسها از جفت لبانش

خر من عاشق دختر نوازی ......... دختره غم زده از مهمان نوازیش

انجل را با خره هم نام کردند ...... خر بیچاره را غم دار کردن

خر از عشق شبانه حرف میزد ...  دخترک از درد کمر فریاد میکرد

شیبید ...

در این دنیای دیونه کسی نفله نمی مونه
بدون نفله چغدر سخته
که دوست پسر داشتن خیلی هنر کردنه
قافیشم بخوره تو سرت شعر براق گفتم

شیبید ...

نفله ای در کار نیست .... شیبید آمده از راه دراز

تا بگوید و برود ........ چه بگوید این شیبید

چه نوشته این شیبید

نامه ای دارد ........ از راه دراز

سخن مرد نکوی ..
چه کسی است این مرد نکو

شعر او چیست ؟

درنگ کن تا بگوید این شیبید ........ از شعر فرزانه خویش

پسری در کار نیست
شوهری در خانه نیست
روزگارم ناامید
هر دو چشمانم به در
تا که شاید از خزان غیب آید یک پسر با دسته گل!
و چه خوشحالم من!
لیک آن پسر گوید به خود
من جوانم
من ز بازوی خودم نان می خورم
رویم از صد دختر زیباتر
از صدای سخن عشق ندیدم بدتر
من چرا باید بیایم این مکان؟
نفله دختر ناامید از روزگار
سینی چای را بر سر زند سوزد ز داغی
از ته اعماق دل این جمله را گوید به خود:
خاک بر فرق سرم شد
روزگارم تیره و تار از سیه بختی
من به شوهر از سر بی حاصلی دارم نیاز
آه خدایم
پسری در کار نیست
شوهری در خانه نیست!
من چرا دختر شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سخن مرد بزرگ (لجباز)
شیبید ...

کوزه ای یافتند ........ از قرن کهن
کهنه بر در این کوزه ............ از جنس ساتن
نفله دختر بود اندر کوزمان ........ یادمان کرد ترشی 7 قرن مونده را


شیبید ...

نفله دختر خیر ماند .......... از نصر ما
شعر لجباز و شیبد و روزبه خان
در تحیر این نفله خران
از ادیب شعر ما ره گذران

[ سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ] [ 10:13 ] [ گيش نيز ] [ ]

ما چند نوع شیبید داریم  :

۱ شیبید بلند مثل دخترای قد بلند

۲ شیبید کوتاه مثل خاله ریزه ها که همه الان تو این مقطع  هستند

۳ شیبید پلاسیده مثل دخترای ترشیده

 

این تجزیه بیو گرافی شیبید بود با مثال زنده

[ چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ] [ 17:35 ] [ گيش نيز ] [ ]

 .. شیبید ..

[ چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ] [ 10:49 ] [ گيش نيز ] [ ]